محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1046

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و يمن مىآورند زرد مايل بسرخى و زودشكن و براق و خشبو و بهترين اقسام است علامت بهترين و خوبى آن آنست كه آب محلول آن مانند زعفران و رايحهء آن مانند مر خشك آن زودشكن و زرد و صافى باشد و قسم هندى آن كه در اكثر بلاد هند و بنكاله و غيرها از عصارهء برك آن كه كيهكوار و عصارهء معقود آن را مصبرويول و ايلوا نامند كويند بهترين اقسام است بعد از آن مجفف بىلذع و در او قبض كمى است و از قلت لذع آنست كه لذع نميكند جراحات رديّه را و قسم عربى آن كه از جزيرهء عرب اورند صلب‌تر و لزج‌تر از آن و زردى و درخشندكى آن كمتر است و على بن عيسى آورده كه صبر سقوطرى خوردن را شايد بخلاف صبر عربى كه در طلا به كار آيد و قسم سيخانى كه آن را صبر فارسى نيز كويند بدبو و مايل بسياهى و بىدرخشندكى و زبون تر از همه اقسام است و مطلق آن مزكى عقل و مقوى و مصفى فؤاد است و محمد بن احمد دنيورى كويد كه نوع ديكر كه بحصرمى مشهور است مىباشد بعد از سقوطرى بهتر از عربى است و از فارسى و هرچه از اتخاذ آن هفت سال كذشته باشد بلكه از چهار سال ضعيف العمل است استعمال نبايد كرد و آنچه بدبو سياه رنك و بيدرخشندكى و ديرشكن و صلب باشد استعمال آن جايز نيست و بايد كه در سائيدن صبر مبالغه ننمايند و اجتناب فرمايند از استعمال آن جوانان و محرورين و اصحاب ضعف احشا خصوصا صاحبان ضعف جكر و امعا و سدهء ماساريقا و بواسير و علل مقعده و در هواى بسيار سرد و هواى بسيار كرم استعمال نبايد كرد و صبر در درجهء دويم كرم و خشك در اول و كويند در سيّم خشك است و در دويم نيز خشك كفته‌اند مسهل قوى است هر موادى را كه جمع و مهيا باشد مر دفع را و ضعيف الاثر است در آنچه مهيّا نشده باشد از براى دفع و مخرج سودا و بلغم غليظ و مائى و صفرا و مائيت و مفتح سدد سواى سدهء جكر و محلّل رياح احشا و منوم و مجفف بى لذع خصوص شستهء آن و با مصطكى منقى دماغ و بجهة مفاصل مفيد است و با غاريقون جهة ريو و تنقيهء سينه و كل سرخ و مصطكى جهت امراض معده و با آب سرد جهة نفث الدم سينه و با ادويهء مناسبه جهت يرقان و جميع امراض سوداوى و اخراج اقسام و امراض طحال و كرده و رفع تشنكى كه از صفرا مخلوط به بلغم باشد و بالخاصية مضر جكر و معده است و اكثار آن موجب اسهال دموى و كهنه و انواع زبون آن كاه باشد كه تا دو سه روز در معده بماند و مورث كرب كردد و مصلح آن مقل ازرق و مصطكى و پوست هليلهء زرد و كثيرا و زعفران و افسنتين است و حكيم على در شرح قانون در بحث شرى نوشته استعمال حموضات با تناول صبر بسيار بد است از براى سفل و قدر شربتش يك مثقال است و بدلش در اورام و جراحات دو چندان حضض مكى و در اسهال نيم وزن آن تربد سفيد مدبّر بر قدرى سقمونيا و طلاى آن جهت حافظ جسد ميت از فساد و با عسل جهت ضربه و سقطه و اورام و جراحات و رفع اثار و نزلات و صداع و نمله و حمره و اكله و قروح خبيثه و داخس و با آب كشنيز و سركه جهت باد سرخ و شرى و با مغز تخم كدوى شيرين جهة جراحت بينى و با مورد و شراب جهة سياه كردن موى و دفع قمل و رويانيدن موى كه از كچلى ريخته باشد مجرب و با شراب يا عسل جهة اورام و كوفتكى و بر مذاكير خصوص اورام و كوفتكى عضلى كه دو طرف زبان است و نيكو است از براى قروح عسرة الاندمال خصوصا كه بر دبر و مذاكير و انف باشد و بواسير و اوجاع ظهر و مفاصل را و با روغن كل بر جبهه جهت تنقيهء فضول صفراوى از دماغ و صداع مفيد و جهة قروح چشم و جرب و اوجاع كه از جانب ماق باشد و مجفف رطوبات آنست و با شراب حلو جهت دانهاى بواسير و برامدكى آن و شقاق مقعده و قطع خون سائل از آن و شراب آن مسهل صفرا و نافع است ماليخوليا را و منقى فضول صفراويه و بلغميهء مجتمعه است كه در معده و سر و مفاصل باشد و نيز مسهل سودا و مقوى باصره و ساير حواس است مقدار دو ملعقهء آن با آب سرد يا فاتر و بركرداننده اشتهاى باطل باشد و فاسد كشته و مصلح احتراق و التهاب كائن در لهات از حرارت صفراوى معده و كاه است كه تناول كرده مىشود صبح و شام مقدار چند حبهء از آن مخلوط با مصلحات پس اسهال بطن مينمايد و فاسد نميكرداند طعام را و بسيار است كه نفع مىبخشد اوجاع معده را در يك روز باب كرم و مقدار يك و نيم در خمى از آن مسهل است و سه درخمى از آن اخلاط فاسده و مقدار معتدل از آن دو درخمى است و با ماء العسل مسهل بلغم و صفرا است و چون با ادويهء مسهله داخل كرده شود دافع ضرر انها است از معده و كفته‌اند كه عسل مقوى فعل آنست چون افاويه خلط نمايد قوى ميكردد فعل آن و اصلح ادويهء مسهله است مر معده را و زايل كنندهء يرقانست باسهال خود و مفتح سدّه و ليكن مضرّ بانست و غسول آن با سركه جهة حزاز و سعفه و داء الثعلب مفيد و اكتحال آن مقوى باصره و جهت سلاق و جرب و حكه و مطبوخ آن با آب كندنا و سلخ الحيّه جهة سقوط دانهء بواسير و امراض مقعده بينظير و ذرور آن مجفف زخمها و التهام دهندهء انها و جهة قروح قضيب و فرج و اعضاى عصبانى بنهايت نافع و با استخوان پوسيده بالسّويه رافع نواصير و اكله و قروح خبيثه مجرب است و چون قطعهء از هريك آن شق نموده بر آن زردچوبه و افيون قدرى نرم سوده بپاشند و بر آتش كرم كرده بر خيارك يعنى ورم كنج ران كرما كرم بندند تحليل دهد آن را بدانكه صبر مغسول اسهالش از صبر غير مغسول بسيار كمتر است شيخ الرئيس كفته صبر مغسول اسهال آن كمتر است و ليكن نفع آن از براى معده بيشتر است و از خواص صبر است كه چون پيش از برامدن عرق مدنى كه به فارسى پيرو بهندى نارو نامند كه چند روز سه روز متعاقب بياشامند بدين طريق كه روز اوّل نصف درم روز دويّم يك درم روز سيم يك و نيم درم و قدرى بر موضع عرق مدنى كذارند آن را باطل مىكند و برنمىايد و اكر بيرون امده باشد آن را بميلى از اسرب كه وزن آن يك درم باشد پيچيده بمدارا بكشند تا تمام آن بيرون آيد و احتراز نمايند كه كسيخته و پاره نكردد و هرگاه كسيخته كردد و موضع آن متورم كردد بايد كه سم استر سوخته را با ماست سرشته تناول نمايند و چند روز بدين مداومت نمايند [ دستور غسل صبر ] دستور غسل صبر آنست كه بكيرند صبر را و در هاون بهموارى و اهستكى بكوبند و بحرير بپزند پس بكيرند افسنتين رومى يك رطل مصطكى حبّ بلسان دارچينى عود بلسان سليخه سنبل الطيب اسارون از هريك سه درم در آب جوشانيده صافى نموده صبر را كوبيده و بيخته در هاون اندازند و بريزند از آن بر آن مطبوخ و بدستهء حركت دهند و آنچه مخلوط بان شود در كاسه بريزند و آنچه باقى ماند در هاون باز سحق كنند و در آن آب بر روى آن بريزند و برهم زنند و آب مخلوط را در كاسه كنند و همين عمل كنند تا زمانى كه در هاون غير رمل و حجاره چيزى از صبر نماند پس بكذارند تا صبر ته‌نشين شود و بجر علقه آب آن را بكيرند و بياميزند بران زعفران سائيده و در طبق چينى پهن كرده بكذارند تا خشك شود پس بردارند و نكاه دارند و وقت حاجت استعمال نمايند و صبر مغسول قوتش به زودى ضعيف مىكردد دستور غسل صبر نوع ديكر بكيرند سنبل الطيب قصب الذريره عود بلسان دارچينى اسارون مصطكى حبّ بلسان سليخه بسباسه فقاح اذخر جوزبوا از هريك سه مثقال همه را نيم كوفته و دو رطل صبر را نرم سائيده باب مزبور مخلوط كرده در پارچه بكذارند و ثفل آن را دور كرده آب را بكذارند تا ته‌نشين شود و آبش را بجر علقه بكشند و ته‌نشين را خشك كرده به كار برند و بعضى افسنتين رومى به قدر ربع صبر اضافهء ادويهء مذبوره مينمايند و كويند كه چون صبر را مكرر بدستور اقليميا بشويند رفع حرارت آن بالكلّيه مىشود [ صنعت اتخاذ صبر ] صنعت اتخاذ صبر آنست كه بكيرند برك صبر تر تازه را و بفشارند و صافى نموده در طبقها كنند و بكذارند تا خشك شود و هر روز دو مرتبه برهم زنند كه فاسد نشود و زود خشك شود فصل در ذكر ادويّهء مركبّه كه اصل و عمود در انها صبر است و از آن جمله ايارجات است بدانكه ايارج بكسر همزه و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و راى مهمله و جيم معرب اياره است و اياره بلغت يونانى بمعنى دواى الهى است يعنى دوائى كه تاثير آن از عالم امر است از غير آنكه